محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
799
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
بكيرند و در قدر نيم رطل آب آن يك رطل عسل مصفى داخل كرده بپزند تا بقوام عسل باز آيد و در ظرف چينى نكاه دارند شربتى يك اوقيه لعوق بصل به نسخه ديكر انفع و اعدل از اول صنعت آن پياز سفيد يك جزو شير كاو تازه دو جزو فانيذ سنجرى يك جزو مجموع را يك جا كرده بپزند تا غليظ شود و در شيشه يا ظرف چينى نكاه دارند شربتى يك اوقيه صبح و يك اوقيه شام مراهم بصل بواسير و قروح مزمنه را نافع است صنعت آن بكيرند پياز رسيدهء باليدهء آبدار پنجاه درم و نرم بكوبند بعد از جدا كردن قشر آن و با هموزن آن روغن كاو خالص بجوشانند تا مائل بسياهى شود بعد از آن صاف نموده روغن را تمام كرفته با نيم وزن آن برك نيم تازه سائيده قرصها مثل كباب شامى ساخته در آن روغن بريان نمايند تا انهم مثل پياز مائل بسياهى كردد پس قرصها را براورده روغن را صاف نمايند و هشت درم موم خالص در آن بكذارند و همين مقدار قند نيز در آن بكذارند و صاف نموده در ظرفى نكاه دارند و عند الحاجت به كار برند و بايد كه اين مرهم را قبل از هفت پاس از روى زخم برندارند مرهم بصل ديكر نواصير و جميع قروح مزمنه را نافع است صنعت آن موم سفيد مسكه كاو از هريك ده درم مرمكى صافى صبر سقوطرى كندر زنكار از هريك نيم درم پياز را در مسكه بسوزانند و مسكه را صافى نموده و موم را در آن بكدازند و اجزا را بطريق عناب سائيده داخل كرده در هاون بمالند كه يك سان شود [ مخلل بصل ] مخلل بصل يعنى پروردهء آن در سركه كه آن را به فارسى ترشى پياز و بهندى آچار پياز نامند به جهت يرقان و سپرز و برانكيختن اشتها و تقويت هاضمه و مانع غثيان ادويه كريهه و رافع سموم است صنعت آن پياز بزرك جيد را و بخلال چوبى سوراخهاى بسيار نمايند يا چهار شق كنند اكر درست منظور باشد و به تعجيل مطلوب نباشد و الا ورق نمايند و در سركه انكورى بيندازند آن مقدار كه سركه از روى انها بركردد و بكذارند تا برسد پس استعمال نمايند و اكر از براى خوشبوئى و خوش طعمى چند دانه قرنفل و چند پارچهء جوزبوا و چند دانه فلفل سياه يا فلفل سرخ دراز كه در هند مىشود داخل نمايند بد نيست و اكر خواهند كه زود ساخته تناول نمايند پيازها را خار بسيار بزنند و در ديكى تا نصفه آب كنند و بر سر آن صافى بندند پيازهاى خارزده را بران صافى بچينند و بالاى آن سرپوش كذارند و زير ديك آتش برافروزند تا آب به جوش آيد و بخار آن بر انها برسد و آب انها از صافى در آب بچكد و پخته كردند پس بر داشته در سركه سبكى جوش دهند پس در سركه تند اندازند و نمك به قدر حاجت و آنچه خواهند از ادويه خوشبو از قرنفل و جوزبوا و سياه دانه و فلفل سرخ هندى و غيرها داخل كنند و اين نوع در يك روز قابل خوردن مىشود و بدين دستور مخلل هرچه جرم آن سخت باشد و زود خواهند تناول كنند مرتب نمايند باب البآء مع الطاء المهمله بط بفتح باى موحده و طاى مهمله نوعى از طيور ابى است ابلق مختلف الالوان و كوچكتر از اوز كه به فارسى قاز نامند و بهندى راج هنس و آن به فارسى اردك مرغ ابى از جنس آن است و پاهاى آن كوتاه و اهلى و وحشى و جنكلى مىباشد در دويم كرم و در اول خشك مرطب به رطوبت فضليه و كرمترين طيور اهليه است اهلى آن و بعضى كفتهاند در مبرود المزاج كرمى مىكند و در محرور المزاج مورث حمى است كثير الغذا ديرهضم كثير الرياح نفاخ مسمن بدن و كرده و مبهى و مصفى اواز و مولد خون غليظ سريع التعفن و مصدع و چون هضم شود بهترين كوشتها است در تقويت باه و زياده كردن مادهء منى و سائر قوى و مصلح آن سركه و زنجبيل و ادويه حاره و سكنجبين است و خوردن جكر آن خصوص پلوارى آن مولد خون صالح و خفقان را مفيد و ضماد كوشت آن با نمك جهت ثاليل پيه آن بهترين پيه است و كرم و لطيف و ملين و محلل و با قوت نافذه و جهت خفقان و ورم پستان و تسكين اوجاع با آرد باقلا ضمادا و شربا جهت امراض مذكوره و تسكين لذع امعا و اوجاع آن و اعماق بدن و سرفه و خشكى سينه و خشونت صوت مفيد و همچنين تدهين بان و تخم آن دير هضم و ضعيفتر از تخم مرغ و براى رفع هزال و سرفه و درد سينه و با كهربا جهت قطع سيلان خون و زحير و برشته آن با سداب و روغن زيتون جهت سرعت تكلم اطفال نافع و سائيده پوست آن با مرواريد و شكر و نوشادر جهت رفع بياض مؤثر و قوى و سنكدان آن دير هضم و از تعفّن دور و چون هضم شود مقوى معده و احشا است و خاكستر پر و بال آن براى تحليل خنازير و زبل آن جهت كلف و نمش و خنازير نافع دهن البطّ بدانكه فرنكان فرامىگيرند از آن روغنى به جهت وجع مفاصل [ طريق ساختن آن ] و طريق ساختن آن آنست كه بكيرند بط فربه را و آن را كشته پاك كنند پس بكيرند اليفاقوس مرزنجوش اسطوخودوس از هريك كفى اشق مقل ازرق از هريك شش مثقال اذخر مكى جوزبوا بسباسه قرنفل سورنجان از هريك سه مثقال روغن خراطين كه در رسم الدال ان شاء اللّه تعالى در ادهان مذكور خواهد شد سى و شش مثقال ادويه كوفته بروغن خراطين مذكور چرب نموده در شكم آن كرده بدوزند پس آن را بسيخ كشند و به آتش انكشت كباب نمايند و در ظرفى سركه انكورى كرده در زير آن بكذارند تا روغن از آن در سركه بچكد تا آنكه ديكر روغن در آن نماند پس آن سركه و روغن را چندان باتش ملايم بجوشانند كه سركه به تحليل رود و روغن بماند و چون روغن مزبور ساخته شود فقرات پشت و مواضع درد را بان چرب كنند و پوست بره كه تازه كشيده باشند كرم باشد و بروغن اسفند كه ذكر كرده خواهد شد چرب نموده بالاى اعضا و مواضعى كه چرب نمودهاند بندند و اكر اين روغن را كه مذكور شد با روغن جوزبوا و روغن اليفاقوس از هريك دو مثقال دو مثقال ممزوج نمايند انفع و روغن قاز و روغن حواصل به نسخه فرنكان نيز بدستور روغن بط است همين منفعت دارد بطيخ هندى كه به فارسى هندوانه و به عربى دلاع و دابوقه و بهندى تربز نامند و در اول دويم سرد و در اخر آن تر و مسكن حدّت صفرا و خون و تشنكى و مدر بول و مليّن طبع و آب او با عسل و زنجبيل جهت قطع بلغم و با شير جهت امراض سوداوى و با تمر هندى جهت مواد صفراوى و جرب و حكه و با سكنجبين جهت تفتيح سده و ادرار بول و يرقان و مواد محترقه و اعانت بر هضم و با شيرخشت و امثال آن جهت تبهاى حاره و دفع خلط درى الكيفيّة كه كم مقدار باشد مفيد و مولد خون رقيق و بلغم شيرين و مرتب بدن و مضر سپرز و بادر المزاج و مضر معده سرد و مصلحش كل قند و عسل و قند و امثال آن و در مزاجى كه صفرا بسيار غالب باشد هندوانه از جهت لطافت مستحيل بصفرا مىشود مثل آب كدو و در مبرودين بدون مصلح مورث ضعف باه و درد مفاصل و امثال آن است چون هندوانه را سوراخى كرده قدرى عسل در آن ريخته سوراخ را محكم كنند و يك هفته در زير سركين اسپ دفن كنند آب آن مثل شراب مسكر ميكردد اما مغشى و مفسد معده است و تخم او در دويم سرد و در جميع افعال مانند تخم كدو است و قدر شربتش تا پنج درم است و در اخراج حصاة و انحدار خربزه از معده كويند مجرب است شراب بطيخ صنعت آن بكيرند هندوانه بزرك رسيده و قدرى از سر آن را